27/1/93
جون و دل مامان عشق قشنگ مامان سلام
امروز صبح هم طبق عادت معمول شما موندی خونه ی مامانی و من اومدم سرکار ولی خدا رو شکر چون دیشب اونجا موندیم دیگه مجبور نشدم صبح زود بیدارت کنم از خواب که بیدار شدم یه کم بهت شیر دادم یه عالمه بوست کردم و اومدم ولی باز هم تمام هوش و حواسم به پسر قشنگمه خدایا خودت مواظب پسر گلم باش من خیلی خیلی دلتنگتم مامان جون

گل پسری مامان باز هم شیرین و شیرین تر از قبلش شده هر وقت مامان از سرکار می ره خونه تا مامان جونش رو میبینه شروع میکنه به دست و پا زدن و خندیدن (الهی من فدات بشم پسری)
وقتی می گی آراد بیا دستاش رو میاره جلو که منو بقل کن( فدای چشمای نازت بشم)
مامان جون چیکار کنم که حتی وقتی دارم اینا رو برات مینویسم هم بیشتر و بیشتر دلتنگت میشم
خدای مهربونم مواظب پسر کوچولوی من باش
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی





27/1/93
